تبليغاتX
تبسم کلمات
تبسم کلمات
دل نوشته های یک امیدوار
ازخاک

 

 ازخاک

 

سرآغازم از خاک است و پایانم هم خاک، از خاک می آیم و در خاک زندگی می کنم و از خاک می خورم و به خاک برمی گردم.

خاکم، و خاکیم، و خاک نشین.

 

... و خاک مقدس است، آیا من هم مقدسم؟!

 

....و خاک بدون آب ارزشی ندارد، همه چیز زنده به آب است و خاک وقتی با آب آمیخته شود «گِل» می شود، آبها را گِل نکنیم؟!

تا «گِل» نشود سازندگی نمی شود، و خدا هم آب را گِل می کند و انسان می سازد.

 

پس من از خاکم و از آبم، یعنی از آب وخاکم، از گِلم، از گِل «گـُل» می روید، آیا من هم گـُلم؟!

 

 

2 نوشته شده در  جمعه سوم آذر 1385ساعت 5:54  به خامه  مسعود   |