تبليغاتX
تبسم کلمات
تبسم کلمات
دل نوشته های یک امیدوار
بی تو
 

دوستان دنیای مجازی سلام مدتی نتونستم چیز جدیدی بنویسم از طرفی هم نمیخواستم مدت زیادی بگذره و آپ نکرده باشم و دوستان نگران بشن که فلانی ناپدید شده! این دو تا شعر زیبا رو که از محصولات وبگردیه و نمیدونم شاعرش کیه تقدیم عزیزان می کنم هرکی میدونه شاعرش کیه به من هم بگه:

 

بغض های دل من جنس بلور است هنوز
قلب بی بال و پرم سنگ صبور است هنوز

سرد و بی روح شده قصه تنهایی من
تو بیا صحن دلم سرد و نمور است هنوز

لحظه ها پیر شدند ثانیه ها هم مردند
نغمه هر غزلی بی تو غرور است هنوز

آیه عشق بخوان ، سوره تردید بس است
بی تو این باغ دلم تشنه نور است هنوز

اگر از حال من و حال دلم می پرسی
شعله عشق تو چون آه تنور است هنوز

 

 

با همه ی لحن خوش آواییم
در به در کوچه ی تنهاییم

ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر
نغمه ی تو از همه پر شورتر

کاش که این فاصله را کم کنی
محنت این قافله را کم کنی


ای نگهت خواستگه آفتاب
بر من ظلمت زده یک شب بتاب

پرده بر انداز ز چشم ترم
تا بتوانم به رخت بنگرم

 

 بدرود             

 

2 نوشته شده در  جمعه پنجم آبان 1385ساعت 6:27  به خامه  مسعود   |