تبليغاتX
تبسم کلمات
تبسم کلمات
دل نوشته های یک امیدوار
عید فطر مبارک باد
 

یا فاطر السماوات و الارض

 

فطر یعنی بازگشتی دیگر به سرشت نخستین،

همان پاکی آغاز زندگی، همان عصمت هنگام تولد،

با یک ماه حضور در مهمانی خداوندی،

 و یک ماه در معرض بارش رحمت بودن،

و یک ماه پاکسازی و خود سازی،

و یک ماه شیطان ستیزی و گناه شویی،

انسان آنچنان پاک می شود که گویی هیچ گناهی نکرده است.

البته بشرطی که از این فرصت درست و کامل،

خوب و عالی استفاده کرده باشه.

 امیدواریم که همه ما از پاک شدگان باشیم

و اگر هنوز گناهی و آلودگی باقی مانده باشد،

خداوند به کرم خودش،

و به حق آبرومندگان درگاهش،

بر ما ببخشد و جامه پاکی را به تن ما نیز بپوشاند.

عید فطر مبارک باد

 

2 نوشته شده در  جمعه سیزدهم آبان 1384ساعت 4:33  به خامه  مسعود   | 

مویه های خضر نبی

 

 بسم الله الرحمن الرحيم

مويه‏هاى خضر نبى عليه السلام بر بالين أميرالمومنين عليه السلام

 

آنچه در اين نوشتار ارائه مى‏شود متن و برگردان فارسى سخنانى است كه جناب خضر نبى بر جنازه مطهّر أميرالمؤمنين عليه السلام گفته است متن اين سخنان را مى‏توان در مجامع حديثى متعددى يافت، ازجمله در: الكافى:1/451، و البحار:100/345 و نيز اكمال الدين .

 

 

أسيد بن  صفوان، صحابى رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله گويد : روزى كه اميرالمؤمنين عليه السلام شهيد شد، گريه شهر را به لرزه در آورد و مردم مانند روز وفات رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله دهشت زده شدند، مردى گريان و شتابان و «إنّا للَّه وَ إنّا إليه راجعون» گويان آمد و مى‏گفت : امروز امتداد نبوّت بريده شد، بر درِ اتاقى كه جنازه مطهّر أميرالمؤمنين قرار داشت رسيد و گفت:

 

رَحِمَكَ اللَّهُ يا ابا الْحَسَنِ كُنْتَ اَوَّلَ الْقَوْمِ اِسْلاماً

خدايت رحمت كند اى ابو الحسن، تو در گرويدن به اسلام از همه مردم پيش بودى،

 

وَاَخْلَصَهُمْ اِيماناً

و در ايمان خالص ترين آنها،

 

وَاَشَدَّهُمْ يَقيناً

و در يقين محكم‏ترين آنها،

 

واَخْوَفَهُمْ للَّهِ عَزَّ وَجّلَ‏

و از همه آنها خدا ترس‏تر ،

 

وَاَعْظَمَهُمْ عَناءً

رنج تو بيش از همه بود،

 

وَاَحْوطَهُمْ عَلى رَسُولِ اللَّهِ‏

و رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله را حافظترين آنها،

 

وَآمَنَهُمْ عَلى اَصْحابِهِ‏

و نسبت به اصحاب او امين‏ترين آنها،

 

وَاَفْضَلَهُمْ مَنَاقِبَ‏

و نيكو مناقب‏ترين آنها،

 

وَاَكْرَمَهُمْ سَوابِقَ

و خوش سابقه‏ترين آنها،

 

وَاَرْفَعَهُمْ دَرَجَةً

وبلند مرتبه‏ترين آنها،

 

 

وَاَقَرَبَهُمْ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ‏

و از همه آنها نزديك‏تر به رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله،

 

وَاَشْبَهَهُمْ بهِ هَدْياً وَخُلْقاً وَسَمْتاً وَفِعْلاً

و شبيه ترين آنها به او از نظر روش و اخلاق و طريقه و كردار،

 

وَاَشْرَفَهُمْ مَنْزلَةً وَاَكْرَمَهُمْ عَلَيْهِ‏

و در نزد او از همه شريف‏تر و گرامى‏تر بودى،

 

فَجَزاكَ اللَّهُ عَنِ الْأِسلامِ وَعَنْ رَسُولِ اللَّهِ وَعَنِ المُسلِمين خَيْراً

خداوند تو را از اسلام و از رسول او و از مسلمين جزاى نيكو دهد،

 

قَوَيْتَ حين ضَعُفَ اَصحْابُهُ‏

هنگامى كه اصحاب پيامبر ضعيف بودند تو قوى بودى،

 

وَنَهَضْتَ حينَ وَهَنُواْ

و هنگامى كه آنها سستى كردند تو به پاخواستى،

 

وَلَزِمْتَ مِنْهاجَ رَسُولِ اللَّهِ اِذْ هَمَّ اَصْحابُهُ‏

و آن‏گاه كه اصحاب رسول خدا منحرف شدند تو پيوسته بر روش او بودى،

 

وَكُنْتَ خَليفَتَهُ حَقَّاً لَمْ تُنْازِعْ‏

خليفه بى چون و چراى او بودى،

 

وَلَمْ تَضرَّعْ بِرَغْمِ اَلمنافِقينَ وَغِيْظ اَلكافِرينَ وَكُرُهِ اَلْحاسِدينَ وَضَغَنِ اَلْفاسِقينَ

و در برابر زبونى منافقان و خشم كافران و ناخوشايندى حسودان و خوارى فاسقان ناتوانى نشان ندادى،

 

فَقُمْتَ بالأَمْرِ حِينَ فَشِلُواْ

زمانى كه آنان ناتوان شدند تو قيام كردى،

 

وََنَطَقْتَ حِينَ تَتَعْتَعوُاْ

 و چون از سخن گفتن عاجز شدند تو سخن گفتى،

 

وََمَضَيْتَ بِنُورِ اللَّهِ اِذْ وَقَفُواْ

و آن‏گاه كه آنان توقّف كردند تو در پرتو نور خدا پيش رفتى،

 

فَاتَّبَعُوكَ فَهُدُواْ

پس آنها از تو پيروى كردند و هدايت شدند،

 

وَكُنْتَ أَخْفَظَهُمْ صَوْتاً

تو از همه آنها نرم‏گوتر بودى،

 

وَأعْلاهُمْ قُنوتاً

و فرمانبردارترينِ آنها از خدا،

 

وَأَقَلَّهُمْ كَلاًماً وَأَصْوَبَهُم نُطْقاً

و كم سخن‏ترين و درست‏گوترين آنها،

 

وَأَكْبَرَهُم رأياً

و بلند رأى‏ترين آنها،

 

وَأَشْجَعَهُم قَلْباً

و پردل‏ترينِ آنها،

 

وَأَشَدَّهُم يَقيناً

 و با يقين‏ترينِ آنها،

 

وَأَحسَنَهُمْ عَمَلاً

و نيكوكردارترينِ آنها،

 

وَأَعَرَفَهُمْ بالأُُمورِ

و آشناترين آنها به اُمور،

 

وَ كُنْتَ وَاللَّهِ يَعْسُوباً لِلدَّينِ اَوَّلاً وَاخراً

به خدا سوگند تو در آغاز و انجام رييس دين بودى،

 

اَلأَوَّلُ حِينَ تَفَرَّقَ النَّاسُ وَالآخَرُ حِينَ فَشِلوُاْ

در آغاز كه متفرِّق شدند و در انجام كه سستى كردند،

 

كُنْتَ لِلمُؤْمِنين أباً رحِيماً إِذْ صارُواْ عَلَيْكَ عَيالاً

آن‏گاه كه مؤمنين جزءِ اهل و عيال تو شدند تو برايشان پدرى مهربان بودى،

 

فَحَمَلْتَ أَثْقالَ ما عَنْهُ ضَعُفوُاْ

بارهاى سنگين را كه از حمل آن وامانده بودند حمل كردى،

 

وَحَفِظْتَ ما اَضاعُواْ

و آنچه را كه تباه كرده بودند آباد ساختى،

 

وَرَعَيْتَ ما اَهْمَلُواْ

وآنچه را كه رها كردند < و عمل ننمودند< تو رعايت كردى،

 

وَشَمَّرْتَ اِذ اجْتَمَعُواْ

و هنگامى كه بر نافرمانى اجتماع كردند تو دامن به كمر زدى و فرمانبردار بودی،

 

وَعَلَوْتَ إِذْ هَلَعُواْ

زمانى كه بى‏تابى كردند تو بلندى گرفتى،

 

وَصَبَرْتَ اِذْ اَسْرَعُواْ

و زمانى كه شتاب كردند تو صبر نمودى،

 

وَاَدْرَكْتَ اَوْتارَ ما طَلَبُواْ

و هر خونى را كه مى خواستند تو گرفتى،

 

وَنالُواْ بِكَ ما لَمْ يَحْتَسِبُواْ

و به وجود تو به جاهايى رسيدند كه هرگز گمان نمى كردند،

 

كُنْتَ لِلْكافِرينَ عَذاباً صَبّاً ونَهْباً

تو بر كافران عذابى بارنده و رُباينده بودى،

 

ولِلمُؤْمِنينَ عَمَداً وَحِصْناً

و بر مؤمنان پشتيبان و دژ محكم،

 

فَطِرْتَ واللَّهِ بِنَعَمائِها وَفُزْتَ بِحَبائِها وَاَحْرَزْتَ سَوابِقَها وَذَهَبْتَ بِفَضآئِلِها

به خدا سوگند تو با نعمتهاى آن پرواز كردى و به بخشش آن كامياب شدى و سوابق آن را احراز كردى و فضائل آن را به دست آوردى،

 

لَمْ تَفْلُلْ حُجَّتُكَ وَلَمْ يَزِعْ قَلْبُكَ وَلَمْ تَضْعُفْ بَصيرَتُكَ وَلَمْ تَجْبُنْ نَفْسُكَ وَلَمْ تُخنْ‏

دليل تو سستى نكرد و دلت نلرزيد و بصيرت تو ضعيف نشد و نَفْسَت هراسان نگشت و سقوط نكرد،

 

كُنْت كَالْجَبَلِ لا تُحَرِّكْهُ الْعَواصفُ

تو مانند كوه بودى كه طوفانها آن را نجنباند،

 

وَكُنتَ كَما قالَ عَلَيهِ السَّلامُ: آمَنَ النَّاسُ في صُحْبتِكَ وَذاتَ يَدِكَ‏

تو همچنان بودى كه رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله فرمود : مردم در هم‏نشينى با تو و در اموالشان در دست تو احساس امنيت مى كنند،

 

کُنْتَ كَما قالَ عَلَيه السَّلامُ: ضَعيفاً في بَدَنِك قَويّاً في أَمْرِ اللَّهِ مُتَواضِعاً في نَفْسِكَ عَظيماً عِندَ اللَّهِ كَبيراً في الَاْرضِ جَليلاً عِندَ المُؤمنِين

و نيز تو همچنان بودى كه رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله فرمود : در بدن ضعيف و در امر خدا قوى هستى،در چشم خود كوچكى و در نزد خدا عظيم، و در زمين بزرگ و در نزد مؤمنين جليل هستى،

 

لَمْ يَكُنْ لأَحَدٍ فيكَ مَهْمَزٌ

هيچ كس نمى تواند تو را وسوسه كند،

 

وَلا لِقائِلٍ فيكَ مَغمَز

و كسى را ياراى خُرده گيرى بر تو نيست،

 

وَلا لِأَحَدٍ فيكَ مَطْمَعٌ‏

كسى از تو اميد حق پوشى نداشت،

 

وَلا لاَحدٍ فيكَ هَوادَةٌ

و براى هيچكس مجامله نگفتى،

 

اَلضَّعيفُ الذَّليلُ عِندَكَ قَوىُّ عَزيزٌ حتَّى‏ تَأخُذَ لَهُ بِحَقِّهِ‏

ضعيف و ذليل در نزد تو قوى و عزيز بود تا حقّش را برايش بستانى،

 

وَالْقَويُّ الْعَزيزُ عِندَكَ ضَعيفٌ ذَليلٌ حَتّى‏ تَأخُذَ مِنهُ الحَقَ‏

و قوى و عزيز در نزد تو ذليل بود تا حقّ ديگران را از او بگيرى،

 

وَالقَريبُ وَالبَعيدُ عِندَك في ذلِكَ سَواءٌ

و خويش و بيگانه در اين مورد نزد تو برابر بودند،

 

شأنُكَ الْحَقُّ وَالصِّدْقُ وَالرِّفقُ‏

شأن و شخصيّت تو حقّ و راستى و مداراست،

 

وَقولكَ حُكْمٌ وَحَتْمٌ‏

و گفتارت حكمت و استوار،

 

وَاَمْرُك حِلْمٌ وَحَزْمٌ‏

و فرمانت حلم و دور انديشى،

 

وَرَأيُكَ عِلمٌ وَعَزْمٌ فيما فَعَلْتَ‏

و رأيت با دانش و تصميم بود در آنچه انجام دادى ،

 

وَقدْ نَهَجَ بِكَ السَّبيلُ‏

و به وسيله تو راه روشن شد،

 

وَسَهُلَ بِكَ الْعَسيرُ

و به دست مشكل آسان گشت،

 

وَأطفِأَتْ بِكَ النِّيرانُ‏

و به وسيله تو آتش خاموش شد،

 

وَاعْتَدَلَ بكَ الدِّينُ‏

و دين به وسيله تو استوار گشت،

 

وَقَوِيَ بِكَ الْأِسلامُ والمُؤمِنُونَ‏

و اسلام و مؤمنان به همّت تو قوى شدند،

 

وَسَبَقْتَ سَبْقاً بَعيداً وَأتبَعْتَ مَنْ بَعْدَك تَبعاً شَديداً

و بسيار پيش گرفتى و كسى را كه به دنبال توست به رنج افكندى،

 

فَجَلَلْتَ عَن الْبُكإِ

مصيبت تو بزرگتر از آن است تا بدان گريه شود،

 

وَعَظُمَتْ رَزِيَّتُكَ في السَّماءِ

مرگ تو در آسمان بزرگ جلوه كرد،

 

وَهَدَّتْ مُصِيبَتُكَ الأَنامَ‏

و مصيبت تو مردم را خُرد كرد،

 

فَإنَّا للَّهِ وَاِنَّا اِلَيهِ راجعونَ رَضيناعَنِ اللَّهِ قَضائَهُ وَسَلَّمنا للَّهِ اَمْرَهُ‏

«إنّا للَّه وَ إنّا إليه راجعون» ما به قضاء خداوندى راضى هستيم و در برابر امر او تسليم،

 

فَوَاللَّهِ لَنْ يُصابَ المسلِمُونَ بِمثْلِكَ أَبَداً

به خدا سوگند مسلمين ديگر كسى مانند تو نيابند،

 

كُنْتَ لِْلمُؤمِنينَ كَهْفاً وَحِصْناً وَقمّةً راسِيةً

تو براى مؤمنان پناه و دژ بودى چون كوهى استوار،

 

وَعَلى‏ الْكافِرينَ غِلْظَةً وَغيْضاً

و براى كافران خشم و خشونت بودى،

 

فَألْحقَكَ اللَّهُ بَنيِّهِ وَلا حَرَمَنا أَجْرَكَ وَلا أضَلَّنا بَعْدَكَ .

خداوند تو را به پيامبرش ملحق كند و ما را از اجر تو محروم نگرداند و بعد از تو گمراه نسازد.

 

 مردم همه خاموش بودند تا سخن او تمام شد و گريه شديدى كرد و اصحاب رسول خدا نيز گريه كردند سپس چون نگريستند آن مرد را نيافتند.

 

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آبان 1384ساعت 4:58  به خامه  مسعود   |